الشيخ رسول جعفريان

582

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

مطلبى از كتاب نقض عبد الجليل نقل كرده است . بينه هفتم ، در اين كه همهء صوفيان آكلى هستند [ گواينكه سربار و مفت خور مقصود است ] ( برگ 41 ) بينه هشتم ، در تأويل برخى از كارهاى به ظاهر درست آنان مثل نماز و روزه و صدقه . بينه نهم ، در توضيح غزليات آن‌ها . ( برگ 43 ) بينه دهم ، در اين كه صوفيه « وجودى » چونان كافران غلات و نواصب هستند . در اين بخش هم نقل‌هايى از منابع مختلف آمده كه در ابتدا ، نقلى از علاء الدولة سمنانى بيابانكى است . بينه يازدهم ، در برخى نصايح . بينه دوازدهم ، در نقل برخى از خرافات و مزخرفات آن‌ها در وحدت وجود و موجود ( برگ 44 ) بعد از آن از فيض مطالبى عليه صوفيه آورده . مؤلف از برگ 45 به بعد ، به بيان احاديثى كه قرار بوده است به چهل عدد برسد پرداخته است . حديث نخست ، از احتجاج طبرسى است كه در ادامهء آن ، مطالبى از مجلسى اول در شرح من لا يحضر در نقد صوفيه آورده است . همين‌طور از وافى و الكلمات الطريفة ( برگ 51 ) مطالبى در اين ارتباط نقل كرده است . عبارتى فارسى از مير سيد على همدانى آورده است . ( برگ 47 ) اين قبيل نقلها از آثار صوفيان و غير صوفيان ، به ويژه اساتيد مؤلف مانند مجلسى ، جزائرى و گلستانه ( صاحب بهجة الحدائق و متوفاى 1110 ) همچنان ادامه دارد و برخى از آن‌ها براى شناخت اين آثار مفيد است . حديث دوم ، از مناقب ابن شهرآشوب است ( برگ 52 ) كه در پايان اقوالى كه در اين بخش آمده ، انتقادى از استادش مجلسى بر ابن ابى جمهور به خاطر نقل برخى از روايات سنّيان صوفى در غوالى اللئالى آورده است ( برگ 59 ) . به همين ترتيب نقل احاديث ادامه مىيابد و در ادامه آن مطالب زيادى از آثار مختلف نقل مىشود . در برگ 62 آمده است كه همگى مشايخ صوفيه از نواصب هستند . و در برگ 66 عنوان داده است كه : هيچ‌يك از فلاسفه شيعهء امامى نبوده‌اند . نقلى هم از كتاب منهاج الولاية من كتاب نهج البلاغه با عنوان « نقل كفر عظيم من كاتب صوفى مشهور » آورده است . اين كتاب از ملا عبد الباقى صوفى تبريزى است كه البته مؤلف نام او را نياورده است . توان گفت كه مؤلف اين اثر ، هر عبارتى كه در هر گوشه‌اى در طعن بر صوفيان و فلاسفه بوده ، حتى مطالبى كه خود آنان بر ضد يكديگر نوشته‌اند ، در اين كتاب فراهم آورده است . در اين ميان ، برخى آگاهىهاى او از معاصران خودش جالب و قابل توجه است . در برگ 126 كتاب سلوة الشيعة را به مطهر بن محمد مقدادى نسبت مىدهد . در برگ 159 نام دقيق اين كتاب الاربعين فى مطاعن